ابراهيم بن منصور ابن خلف النيسابوري

253

قصص الانبياء ( فارسى )

همه بصحرا بيرون شدند . پس سه گروه شدند . مردان جدا شدند ، و زنان جدا ، و كودكان جدا . و همه به سجده افتادند و زارى كردند و زينهار خواستند كه بگرويديم و توبه كرديم از آن بىفرمانى . حق تعالى عذاب از ايشان بگردانيد و توبهء ايشان بپذيرفت . قوله تعالى : فَلَوْ لا كانَتْ قَرْيَةٌ آمَنَتْ « 1 » . پس ايشان برفتن يونس عليه السّلام غم خوردند و دعا كردند و گفتند يا رب يونس را بما بازده . حق تعالى يونس را امر كرد كه بميان قوم خويش رو . چون يونس بازآمد و قوم او خبر شنيدند ، باستقبال بيرون آمدند ، و شاديها كردند ، و آذينها بستند ، و شكر بسيار كردند ، و آن روز را فال كردند . و ايشان را شريعت آمد ، و سى و يك سال يونس در ميان ايشان بماند تا آنگاه كه فرمان رفتن آمد از دنيا . و او رسول بود . قوله عزّ و جلّ : وَ إِنَّ يُونُسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ « 2 » . و حق تعالى گفت مر رسول ما را عليه السّلام : وَ لا تَكُنْ كَصاحِبِ الْحُوتِ « 3 » . گفت شتاب‌زده مباش چون آن يار ماهى . إِذْ نادى وَ هُوَ مَكْظُومٌ « 3 » ، كه آواز داد و او غمگين بود . و در اين اشارتيست مر يونس را صاحب الحوت خواندند كه چهل روز با ماهى صحبت كرد . ما اوليتر كه ابو بكر را رضى اللّه عنه يار رسول خوانيم صلوات اللّه عليه كه چهل سال با او صحبت كرد ، و حق سبحانه و تعالى ] b 711 [ او را يار رسول خواند . قوله تعالى : إِذْ يَقُولُ لِصاحِبِهِ لا تَحْزَنْ « 4 » . قوله تعالى : لَوْ لا أَنْ تَدارَكَهُ نِعْمَةٌ مِنْ رَبِّهِ « 5 » . گفت اگر نه نعمت ما بودى كه او را دريافت . و اين نعمت اينجا رحمت است . او را از ماهى بصحرا كه افكندى ، و او نكوهيده بودى يعنى غير مغفور .

--> ( 1 ) - يونس 98 ( 2 ) - الصافات 139 ( 3 ) - القلم 48 ( 4 ) - التوبة 40 ( 5 ) - القلم 49